بافت شناسي ياسيتولوژي علمي است كه به مطالعه ي سلولها وماتريكس خارج سلولي آنها مي پردازد . دراين علم نياز به دانستن ويژگيهاي سلولي و ارتباط سلولها با يك ديگر و ويژگي هاي ساختاري ماتريكس سلولي است به همين دليل اين عمل نيازبه دانش ميكروسكوپي دارد كه دركنار اين دانش روشهاي سيتولوژي ازجمله رنگ آميزيهاي اختصاصي تهيه مقاطع بافتي و روش هاي ايمونوسيتوشيمي كاربرد دارد.

دوستان عزيز براي يادآوري ويژگيهاي سلول بد نيست  به جزوات سلولي مولكولي تون مراجعه كنيد .

بدن انسان از چهاربافت اصلي تشكيل شده است :

1 – پوششي يا اپيتيال                                       3 – عضلاني

2 – پيوندي يا هم بند                                        4 – عصبي

بقيه بافت هايي كه در بدن جانداران وجود دارد مانند بافت غضروفي ، بافت استخواني ، بافت خوني ، بافت چربي وبافت پيوندي رشته اي ازبافت پيوندي يا هم بند مشتق شده است . درتمامي بافت هاي نامبرده شده سلول هايي دركنارهم ودر ميان ماتريكس بين سلولي هم كاري هماهنگي دارند ، درهربافتي تعداد و انواع سلولها مشخص است و رشد بيش ازحد سلولها منجر به ايجاد توده سلولي يا تومور مي شود .

Epithelial tissue ................................................................... بافت پوششی

اين بافت از سلولهايي تشكيل شده است كه بسيار بهم فشرده واين فشردگي منجر به اين شده كه سلولها شكل يكساني پيداكنند . با ميكروسكوپ الكتروني مي توان فاصله ايي رابين سلولها تشخيص داد كه با ماتريكس خارج سلولي  پر شده است . لايه اپي تليال سطح بدن و سطوح  داخلي بدن ( سطوح داخلي اندام ها ) را مي پوشاند .ازعملكردهاي اين بافت مي توان گفت :

1 – پوشش و آستر سطوح بدن مثل پوست و سطح داخلي دهان ، مري ، معده و ...

2 – سطح جذب مثل روده

3 – سطح ترشحي مثل غدد

4 – سطح حسي مثل اپي تليوم عصبي

5 – سطح انقباضي مثل ميواپي تليوم

انواع بافت پوششي : تك لايه ، چند لايه

بافت پوششي يك لايه بيشتر درترشح ، جذب و يا به طور كلي انتقال نقش دارد درصورتيكه بافت پوششي چندلايه بيشتر در پوشش ، استحكام و محافظت نقش دارد .

تك لايه شامل : 1. سنگفرشي 2. مكعبي 3.استوانه ايي

چندلايه شامل : سنگفرشي و مكعبي و استوانه ايي

Basement membrane ............................................................  غشاء پايه

تركيب خاصي است كه توسط سلولهاي پوششي يا توسط سلول هاي اپي تليال سنتز شده ودر زيرسطح قاعده ايي غشاء قرارمي گيرد .

اجزاء غشاء پايه :

Basal laminal   تيغه پايه

Reticular lamina رشته هاي رتيكولر

بازال لامينا به سه غلظت ديده مي شود :

  شفافLucida

 متراكمDense

 شفافLucida

ورشته هاي رتيكولرشامل رشته كلاژن

بازال شامل هپاران سولفات ، كلاژن 4 ، لامينين ، نيدوژن مي باشد . دربعضي ازغشاهاي پايه اين ساختار كمي متفاوت ديده مي شود .

دوحالت ديده مي شود : 1 – دوبافت پوششي  بهم مي رسند بنابراين دوغشاء پايه بين آن دو ادغام مي شود كه به صورت بازال لامينا سه لايه : شفاف ، متراكم ، شفاف و رتيكولار ديده مي شود . مثلا : گلومرول كليه و ناي

2 -  غشاء پايه بين بافت پوشي و بافت پيوندي كه به همان صورت بازال و رتيكولر است اما سه لايه شفاف ، متراكم ، شفاف ديده نمي شود . مثال تمام بافت هاي پوششي كه آستر پيوندي دارد .

بخصوص درحالت دوم رشته هاي كلاژن 7 نيز بين بافت پيوندي و غشاء پايه ديده مي شود .

غشاء پايه توسط سلول هاي پوششي ، عضلاني ، چربي و سلول هاي شوآن ترشح مي شود .

عملكرد غشاء پايه

نقش ساختاري – انتشار و گذر مواد – ايجاد قطبيت براي سلول – امكان اتصال فاكتورهاي رشد به آن كه موجب تكثير و تمايز سلول مي شود – امكان مهاجرت سلولي – داراي اطلاعات لازم براي واكنش هاي متقابل سلولي است .